
و من هیچ نمیدانم از حکمت و معجزه اتxa0 از معرفت و عبودیت از تفکر و اخلاق و گاهی غرق در داتسته هایم به تو می اندیشم ای تمام هستی من... من در این نا کجا ابادxa0 در این شور زار غربتxa0 در گوشه ای از تنهاییم تنها به تو می اندیشمxa0 ب تو ک روی نیازم همه از ان توست به تو ک از اوست هر چه دارم و هیچ نمیدانم _ خدایا خیلی وقته ی دل سیر باهات حرف نزدم از خودم خجالت می کشم میدونی ک چی میگم... همیشه میدونستی... من پشیمونم...ایهام دارم از کرده خوذم و تصمیمم...گاهی سرنوشته و گاهی اختیار...و من نادون فک میکنم ک...
ادامه مطلب